X
تبلیغات
زندگی نامه پروین اعتصامی

زندگی نامه پروین اعتصامی

 < موج>
هيچ مي داني چرا چون موج
در گريز از خويشتن پيوسته مي کاهم
زان که بر اين پرده ي تاريک
اين خاموشي نزديک
آنچه مي خواهم نمي بينم
وان چه مي بينم نمي خواهم

 

 

 

 

آن دوست که عهد دوستداران بشکست
                        می رفت و منش گرفته دامان در دست
می گفت که بعد از این به خوابم بینی
                       پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست

 

باز کن پنجره را

پرده انداخته شب بر سر راه

مرغی از دور تو را ميخواند

گيسوانش چه بلند

چشمهايش همه راز

صبح خواهی دانست

آنکه ميخواند که بود

 

گاه می اندیشم

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟

آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی روی تو را

کاشکی می دیدم

شانه بالا زدنترا بی قید

و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر را که عجیب

عاقبت مرد؟ افسوس

کاشکی می دیدم

من به خود می گویم

چه کسی باور کرد جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد

حمید مصدق

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:52  توسط   | 

تقدیم به  

        دوچرخه                                

    عزیزم که بهترین یاور و همراهم است...                    

 

گر زری و گر سیم زر اندودی باشحری و گر نحری و گر رودی باش

در این قفس شوم چه طاووس چه بوم

چون ره ابدی ست هر کجا هستی باش

مهدی اخوان ثالث

 

 

دل من در دل شب

خواب پروانه شدن می بیند

مهر در صبحدمان داس به دست

خرمن خواب مرا می چیند

آسمان ها آبی ـپر مرغان صداقت آبی ست ـ

دیده در آینه ی صبح تو را می بیند

از گریبان تو صبح صادق

می گشاید پر و بال

تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی

تو مثل شبنم پاک سحری؟!

نه از آن پاک تری

تو بهاری؟!

نه بهاران از توست

از تو می گیرد وام

هر بهار این همه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو!!!!

 حمید مصدق

 

 

 

 

من از روییدن خار برلب دیوار فهمیدم
                  که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشینی ها

 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
                     فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو براندازیم 

 

مرا بسود و فروریخت هر چه دندان بود

                                                  نبود دندان لابل چراغ تابان بود

آنان که علی را خدا پندارند

                                       کفرش به کنار عجب خدایی دارند

                "هدیه"
من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی

واز نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

فروغ فرخ زاد  ( شعر حک شده بر روی مزارش)

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 15:47  توسط   | 

دیوان اشعار پروین اعتصامی

زهره مرتجی

 

 

تنها اثر به جا مانده از پروین اعتصامی دیوان اشعاریست، مشتمل بر 6500 بیت شعر، که در دو سبک خراسانی و عراقی سروده شده است.

موضوع غالب اشعار دیوان پروین،‌ حکمت و اخلاق است. این مطالب عموما در قالب مناظره‌ای که در آن اشیا و افراد مختلف را به‌سخن درآورده، بیان شده است.

 

شعر پروین از نقطه نظر شعرای زمان خود مانند استاد شهریار، ملک الشعرا بهار و محمد قزوینی،‌ شعری با استحکام است و پاکیزه،‌ هم از نظر لفظ و هم از نظر معنا. ظهور پروین در دنیای شعر و ادب مصادف با زمانی است که حوزه شعر و شاعری، طرفداران صاحب ذوق زیادی نداشت و بزرگانی که در این دنیا قلم می‌زدند عده‌ی محدودی بودند. فلذا قدم گذاشتن یک زن به این عرصه موجب تحیر بزرگان آن شده بود.

 

پروین شاعری را از کودکی شروع کرده است. پدر پروین که خود متبحر و مترجم در زبان‌های خارجی بود و چندین کتاب را به فارسی ترجمه کرده است،  اشعار فرانسه، عربی و انگلیسی را به زبان فارسی ترجمه می کرد و پروین 8 ساله آنها را به صورت شعر فارسی در می‌آورد. به همین ترتیب او اولین شعرش (که در واقع تبدیل یکی از اشعار خارجی به فارسی بود.) را در 8 سالگی سرود.

 

پروین از زمان نوجوانی در مجلس شعر خوانی که با حضور عده‌ای از شاعران در منزل پدری‌اش ‌تشکیل می‌شد، شرکت می‌کرد و در آنجا اشعارش را می‌خواند. در این مجالس اشعار او مورد تصحیح و تشویق اساتید قرار می‌گرفت. از جمله اساتیدی که در این جلسات شرکت می‌کردند نصرالله اخوی تقوی،‌ علامه دهخدا، یوسف اعتصام الملک (پدر پروین) و ملک‌الشعرا بهار بودند.

 

از جمله مواردی که پروین در آن مهارت داشت شعر سرودن با اسامی و کلماتی بود که به او داده می‌شد. به نحوی که این اسامی را مثلا در بیتی به کار ببرد یا حروف یک اسم را لابلای کلمات یک بیت شعر بیاورد و یا قطعه‌ای بسراید که حروف اول ابیات آن، حروف یک اسم باشند. این خصیصه‌ی جابجایی منظم حروف در بین کلمات، گاهی برای پروین دردسرساز هم بوده و دست مدعیان و منتقدان را در برداشت از اشعارش باز گذاشته است. گاهی در زمان حیاتش حروف اسم رضاخان را از یکی از ابیاتش بیرون می‌کشیدند و ادعا می‌کردند که منظور پروین از پادشاه ظالمی که در شعر تصویر کرده است،‌ رضا خان بوده است ــ که البته پروین این ادعا را با این دلیل که شعر در زمان احمد شاه سروده شده است رد می‌کند ــ و گاهی هم بعد از فوتش حروف اسم رضا خان را از ابیاتش بیرون می‌کشند با این عنوان که او یکی از مبارزین فعال علیه رضا خان بوده است. که البته هیچ دلیلی برای قبول یا رد این نظریه هم وجود ندارد.

 

اشعار پروین به ساده بودن در فهم معروفند. به نحوی که منظور نویسنده این شعر از کلماتش به روشنی پیداست و مثلا مثل شعر حافظ نیست که یک بیت آن چندین معنی را در خود جای بدهد. برخی از منتقدین شعر فارسی این خصوصیت شعر پروین را نحوه‌ی صحیح سرایش شعر معرفی کرده‌اند و در موضع انتقاد از شعرای بزرگی مانند حافظ شیرازی یا مولوی برآمده‌اند. اگر این صفت شعر پروین را نقطه ضعف شعر او به حساب نیاوریم، می‌توان گفت که این شیوه‌ی برگزیده او در شعر گفتن بوده و به هیچ عنوان جایگاهی برای انتقاد از چنین شعرای نام آوری را باز نمی‌کند.

 

اشعار پروین غالبا موضوعات کلی اخلاقی را در بر می‌گیرد که معضلات همیشگی جوامع بوده است. موضوعاتی مانند فقر و ظلم و تمایل همیشگی روح انسانی به آزادی و آزادگی.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 15:42  توسط   | 

پروین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 10:47  توسط   | 

 

دیدگاه مشاهیر ایرانی در مورد پروین

آپلود سنتر رایگان عکس

1-منوچهر مظفريان که ديوان پروين اعتصامي را در سال 1362 چاپ کردهاست، در باره ي موضوع مورد بحث نوشته است:

«اين شاعر آزاده پيشنهاد ورود به دربار را با بلندنظري نپذيرفت و مدال وزارت مغارف ايران را رد کرد.»

2- محمدجواد شريعت در کتاب «پروين، ستارهي آسمان ادب ايران» چاپ 1366 نوشته است:

«در سال 1315 وزارت معارف ايران نشان درجهي سه علمي، براي پروين فرستاد و پروين با اين پيام که شايستهتر از من بسيارند، نشان را پس فرستاد».

3- _ استاد حشمت مويد در مقاله ي «جايگاه پروين اعتصامي در شعر فارسي» نيز نوشته است:

«چنانکه ميدانيم، وي دعوت دربار را براي معلمي ملکه ي پهلوي نپذيرفت و اين صداقت بسيار کمياب اخلاقي را داشت که هرگز فريفته ي جاذبه ي مقامهاي پُرسود ومجللي که به آساني بدان

 دسترسي داشت، نگشت». «وي نه تنهادعوت دربار را براي معلمي ملکهي دربار پهلوي نپذيرفت و همچنين از قبول نشان درجه ي سوم افتخار وزارت معارف امتناع ورزيد که اين هردو را ممکن

است ناشي از مخالفت وي با رژيم حکومت زور شمرد». «وي از نابسامانيهاي سياسي و مصائب اجتماعي ايران دقيقاً آگاه بوده و با شهامتي بيش از هر شاعر ديگر زمان خود از فساد دستگاه

 زورمندان و جور و آز پادشاه انتقاد کردهاست...»

 

تحصيلات رسمي و حرفه اي :

پروين در كودكي به همراه خانواده به تهران آمدو مقدمات عربي و برخي متون فارسي را در خانه نزد پدر فرا گرفت. بعد از آموختن ادب

فارسي و عربي به مدرسه دخترانه ( ايران نبل ) كه از سوي آمرييكاييان اداره مي شد رفت

و در سال 1303 شمسي دوره تحصيلي آن مدرسه را به پايان رساند.[ پيام نو - سال نخست ، شماره نخست، مرداد 1323]

 

فعاليتهاي ضمن تحصيل :

 

 پروين سرودن شعر را از كودكي آغاز كرد. وبا تكامل فكري اشعارش آب و رنگي يافت و آنها را در حضور ادبا و شعرايي كه در

مجلس پدرش حاضر مي شدند مي خواندچنانكه مورد تعجب و درعين حال تحسين حاضرين واقع  مي شد.[ پيام نو - سال نخست

، شماره نخست، مرداد 1323]

همسر و فرزندان :

 

 پروين در 19 تير ماه 1313 با پسرعموي خود به نام فضل الله كه رئيس شهرباني بود در كرمانشاه ازدواج كرد. [زندگي نامه

شاعران ايران ،تاليف : ليلا صوفي ،ص 224

فعاليتهاي آموزشي :

 

 پروين در همان مدرسه اي كه دوره ي تحصيلي خود را در آن سپري كرد ( ايران نوبل ) ، بعد از اتمام تحصيل به تعليم پرداخت. [

زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف : ليلا صوفي ، ص 225 ]


زمان و علت فوت :

 پروين در سوم فروردين 1320 بي هيچ سابقه اي بيمار شد و حصبه گرفت. در لحظات آخر عمر از دايي خود كه هر

روز بر سر بالين او مي آمد خواست تا براي مادر تسكيني باشد و بعد بيهوش شد و در نيمه شب جمعه 15 فروردين

 1320 در آغوش مادر جان داد. جنازه پرورين در صحن حضرت معصومه در قم در كنار آرامگاه پدرش به خاك سپرده

شد. [ زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف : ليلا صوفي ، ص 225 ]

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:37  توسط   | 

«پروين اعتصامي» و «رضاشاه»

الف: « پس از اتمام دورهي مدرسهي آمريکايي[در سال 1303] چندي در همانجا تدريس کرد. در همان اوان ، پيشنهاد ورود به دربار به او داده شد و نپذيرفت».

ب: «در 1315 وزارت معارف ايران، نشان درجهي 3 علمي براي «پروين» فرستاد. «پروين» هرگز آن نشان را استعمال نکرد».

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:25  توسط   | 

 

خیانت برادر در حق پروین

 

بخش سوم مقالهي «چند کلمه در بارهي پروين اعتصامي» که قبلا سخنش رفت، تنها همان سه بيت آخر قصيده را نقل کرده بودم با ذکر اين عبارت که «پروين» در اين بيتها «اقدام رضاشاه را در

 آزادی زنان ايران مورد ستايش قرار دادهاست».ولی بعدهها مشخص شد که «ابوالفتح اعتصامي»برادر پروین در فاصله ي سه سال _ بين چاپ دوم و سوم ديوان _ در يک قصيده، سه بيت مهم

 ان راحذف  کرده و در ميراث ادبي خواهر خود خيانت روا داشتهاست.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:24  توسط   | 

آپلود سنتر رایگان عکس

مختصری از زندگی پروین

 

پروین اعتصامی در سال 1285 هجری شمسی در خانواده ای دانش پرور و اهل قلم به دنیا آمد . در دوران کودکی، زبان های فارسی و عربی را زیر نظر معلمین

خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکاییها فراگرفت.ذوق سرشار و وجدان بیدار پروین با آشناییش به فنون ادب درهم آمیخت و وی را در زمان

حیات کوتاه خود به جایگاه بلندی رساند.دیوان پروین ، شامل 248 قطعه شعر می باشد که 65 قطعه از آن به صورت مناظره می باشد، که به شیوه ای هنرمندانه به پند

و اندرز و شرح پریشانی مستمندان و انتقاد از عالمان بی عمل می باشد.مناظره میان گل و گیاه ، نخ و سوزن ، سیر و پیاز ، مور و مار، دیگ و تاوه ، مست و هشیار

 .....که با طنزی لطیف همراه است ، گویای اشاراتی است واضح و روشن که وی در آن ها به ترسیم فساد و تزویر اجتماع زمان خود می پردازد. بنابراین شعر

 پروین از برجسته ترین نمونه های شعر تعلیمی به حساب می آید.

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:2  توسط   |